انديشه ماسوني در ساحت سينماي ايران
موضوع: عمومی
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 13:32
برخلاف آنچه برخي مورخين و منتقدان و نويسندگان سينمايي بيان مي كنند؛ ورود سينما به ايران صرفا به واسطه مفتون شدن مظفرالدين شاه روي نداد.
بنا به تاكيد گروهي از پژوهشگران، حلقه ماسوني در اطراف شاه قجري، وي را نسبت به پديده هنر هفتم ترغيب كرد.
چرا كه ماسون ها دانسته بودند با به كارگيري «هنر» و به ويژه هنر جذاب سينما مي توانند در مسير دين زدايي و گسترش و نهادينه كردن انديشه مسموم خود در جوامع هدف گام بردارند.
وابستگي عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني، آوانس اوگانيانس به عنوان نخستين فيلم سازان ايراني به لژهاي ماسوني نكته اي پوشيده نبود. ماسونها نه تنها فيلم سازي در ايران را به انحصار خود درآورده بودند بلكه عرصه ايجاد سينما و سينماداري را نيز تصاحب كردند.
ميرزا ابراهيم خان صحاف باشي، علي وكيلي و اسحاق زنجاني و بعدها اسماعيل كوشان در كنار جهوداني چون گرجي عباديا، عزت الله كردواني و... به واسطه ماهيت ماسوني ، سينماي ايران و سالنهاي سينمايي و استوديوهاي سينمايي را تحت مالكيت و هدايت خود گرفتند.
استوديو ايران (به عنوان اولين استوديوي دوبله در ايران كه يكي از بانيان آن پسرصحاف باشي يعني ابوالقاسم رضايي بود) يا استوديو پارس از جمله كلوني هاي ماسوني سينماي ايران به شمار مي آمدند.
با نگاه به بستر ماسوني سينماي ايران است كه مي توان چرايي پاگيري سينماي مستهجن پيش از انقلاب را دريافت. سينمايي كه سكس، قهرمان سازي از جاهلان كلاه مخملي، ايجاد حس ترحم نسبت به زنان كاباره اي و هرزه، معرفي شرابخواري به عنوان يك تفريح عادي و راهكار گريز از واقعيات تلخ زندگي، دوري از سياست و بي اعتنايي به جامعه و تفردگرايي شاخص هاي آن بود.
شكل گيري انقلاب اسلامي نقطه پاياني بر حيات سينمايي بود كه به عنوان «فيلم- فارسي» شهرت يافته بود.
انقلاب و نظام ديني، به طور طبيعي اغلب عمله و عناصر فيلم فارسي را از دايره فعاليت به بيرون تاراند. اگرچه همزمان با اين اتفاق، شاخص هاي سينماي پيش از انقلاب حذف شداما با گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامي، همان انديشه ماسوني بصورت جدي و پررنگ، به ديگر گونه اي فارغ از شاخص هاي آشكار و عيني فيلم فارسي ، مجال بازتوليد يافت.
با پيدايي دوم خرداد 1376 و آغاز دوران موسوم به اصلاحات، انديشه ليبراليسم فرهنگي سايه سنگين خود را به عرصه هاي هنري تحميل كرد.
به راه افتادن موج فيلم هاي سطحي و عاشقانه و دربرگيرنده «سكس پنهان» مانند «شوكران» (بهروز افخمي)، قرمز (فريدون جيراني) و... راه را براي ورود انديشه هاي ساختارشكنانه در حوزه سياست هموار نمود. انديشه هايي كه امروزه در قالب فيلم هايي چون به دموكراسي توي روز روشن (علي عطشاني)، «سوت پايان» (نيكي كريمي)، «بي خود و بي جهت» (عبدالرضا كاهاني)، «صد سال به اين سالها» (سامان مقدم) و... جلوه كرده است. نگارنده مدعي نيست سازندگان چنين آثاري لزوما جملگي در جرگه ماسونها جاي دارند، اما نوع نگاه آنها بي شك هم جهت با انديشه ماسوني است انديشه اي كه «دين» و «نظام ديني»، «مناسبات ارزشگرايانه»، «تقابل با تهاجم فرهنگي» و «مميزي فرهنگي» را برنمي تابد. بر آنم كه در رصد جريان هاي فرهنگي نبايد ساده انگارانه عمل كرد و دست به تجاهل زد.
تنها روزنامه سينمايي كشور- باني فيلم- همين امسال تجليل مفصلي از عنصر بدنام در صحنه فيلم فارسي زد. چه كسي مي تواند كتمان كند فرخ غفاري سينماگر مرتبط با دربار پهلوي و بهائيت، از برپادارندگان رويداد منحط جشن هنر شيراز، مروج انديشه دين ستيزانه ماسوني بوده است؟!
آيا تجليل از او، بدون عقبه فكري و بدون انگيزه سياسي قابل ارزيابي است؟!
نشريه ليبرال مسلك «مهرنامه» در يكي از شماره هاي سال جاري خود، به قلم دو نويسنده، از برهنگي يك بازيگر سابق سينماي ايران در فرانسه تجليل كرد و به توجيه عقلاني(!) آن پرداخت.
آيا ترويج سكس و برهنگي و تشويق يك بازيگر به وادادگي در برابر الزامات هنر و فرهنگ غربي، بي تناسب با انديشه ماسوني است؟!
وقتي در مراسم اخير اسكار بازيگري چون آنجلينا جولي جاسوس رسمي .A .I Cيا مدونا جايزه فيلم ساز ايراني را مي دهد، چه معنايي دارد؟
مدونا يك كاباليست است. اين ادعاي ما نيست! انتساب وي به فرقه صهيونيستي كابالا زبانزد هر آگاه سينمايي در غرب است.به زعم نگارنده، انتخاب مدونا در آن آيين بي دليل سياسي نبود! چنان كه روانه شدن سيل جوايز به فيلم ساز ايراني به واسطه «جدايي...» فارغ از انگيزه هاي سياسي نبوده و نيست!
با اين وصف مي توان ساده انگارانه ادعا كرد، كلوني هاي ماسوني، پرچمداران انديشه ماسوني و اذنابشان به سينماي ايران به «مخاطب ايراني» بي اعتنا هستند؟!
متأسفانه واقعيت و ردپاي انديشه ماسوني در سينماي ايران از طرف بخشي از اهالي سينماي كشورمان انكار مي شود.
انكاركنندگان دو گروه اند: گروه نخست متشكل از عناصري ساده انديش اند. و گروه دوم، برآمده از كساني است كه اساساً آگاهانه پرچم انديشه ماسوني را برافراشته اند.
اگر مي خواهيم بدانيم كه چرا اينك دستيابي به سينماي ملي تبديل به روياي ما شده است، شك نكنيد ناگزير به واشكافي جريان ماسوني در سينماي كشورمان هستيم.
تكرار مي كنم وقتي از جريان ماسوني حرف مي زنيم منظور انتساب تشكيلاتي عده اي مشخص به لژهاي ماسوني نيست بلكه انتساب خواسته و ناخواسته ذهني و تشابه انديشه، ملاك قضاوت و حكم است.
منبع: روزنامه كيهان
موضوع: عمومی
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 13:28
چرا زنان بايد بيشتر در خانه و خانواده حضور داشته باشند؟ چرا مردان چنين نيستند؟ مگر مرد و زن با هم تفاوتي دارند؟
اين پرسش هايي است كه چه بسا به ذهن بسياري از جوانان، به ويژه دختران رسوخ مي كند، خواه آن را بر زبان نيز بياورند و خواه بر زبان جاري نسازند.
در اين جستار كوتاه مي كوشيم كه براي اين پرسش ها جواب هايي درخور بيابيم.
¤¤¤
زن با مرد تفاوت دارد. اين جمله شايد در ابتدا بديهي بنمايد كه هر انساني آن را تاييد مي نمايد. اما بايد بدانيم كه همين جمله به ظاهر بديهي در دوران مدرن توسط جريانات فمينستي انكار شد و آنها مدعي شدند كه زن و مرد تفاوت چنداني با هم ندارند و آنچه زن را زن و مرد را مرد مي سازد جامعه است.
بيان اين جمله از سوي فمينستها و متأسفانه پذيرش آن توسط بخشي از زنان خود سرآغاز دوران نويني در عرصه جنبش هاي اجتماعي گرديد. فمنيست ها كه گزاره «عدم تفاوت ميان زن و مرد» را شعار خود قرار داده بودند زين پس كوشيدند كه هر چه بيشتر ارزش هاي مردانه و رسيدن به آن را سرلوحه فعاليتهاي خود قراردهند. از اين رو به تحقير ارزش هاي خاص زنانه كه خواست الهي براي آنان مقدر كرده بود پرداختند. آنان مادري را كاري عبث و احمقانه تلقي كردند كه ظلم بارز طبيعت، در حق زنان است زيرا، بنا به گفته خودشان، مردان از تجربه جنسي خود تنها لذت و عيش برايشان مي ماند و زنان از تجربه جنسي، نه ماه زحمت حمل نوزاد و سپس هم كار بيهوده مادري، از اين رو بود كه فمنيست ها ضمن تحقير مادري، خواهان قانوني شدن سقط جنين شدند تا به قول خودشان، خود را از شر يك سري بافت گوشت و خون بي شعور نجات دهند به همين سبب كوشيدند با اجتماعات و اعتراضات خود، جامعه را مجبور به عقب نشيني كرده و حرف خود را بر كرسي نشانند كه البته موفق نيز شدند و سقط جنين را قانوني كردند.
و همين مسئله موجب شد كه امروز غرب با بحران كمبود جمعيت و سالخوردگي روبه رو شود. يكي ديگر از كارهاي فمنيست ها در كنار تحقير مقام مادري، تحقير كارخانه و خانه داري بود، آنها ضمن تحقير اين كارها، به صورتي افراطي و افسار گسيخته به سوي بازار كار روي آوردند و براي راحت شدن از شرخانه و خانواده حتي به پست ترين مشاغل نيز تن دادند و در بسياري موارد هم براي حفظ جايگاه خود در محيط كار و يا ارتقاي جايگاه خود، تسليم خواسته هاي نامشروع روساي مرد خود نيز شدند و بدين وسيله زناني كه كارخانه و خانواده را حماقت بار توصيف مي كردند و اطاعت از شوهر و تمكين در برابر او را ذلت بار مي دانستند به تمكين و فرمانبرداري از روسا و يا همكاران مرد خود براي دستيابي به مالي بيشتر يا جايي بالاتر روي آوردند.
هنري مكوو در توصيف جنبش فمنيست، چنين مي گويد: «فمنيسم كه تحت عنوان «حقوق زنان» از آن تعبير مي شود در واقع يك جنبش همجنس بازي زنانه است. اين جنبش، زنان را به طرف اين اعتقاد مي راند كه اين جامعه است كه غرايز زنانه را به آنها مي آموزد و اين غرايز شيطاني هستند. اين جنبش به آنها مي آموزد كه از مردان بترسند و با آنها رقابت كنند و رضايت را به جاي خانواده در اشتغال بجويند». مكوو سپس چنين ادامه مي دهد كه: «زناني كه زندگيشان را وقف خانواده شان مي كنند، عالي ترين جنبه هاي حيات انساني هستند. آنها موجوداتي مقدس هستند كه عشق و زيبايي را در جهان مي پراكنند... كوچك شمردن و تحقير كردن اين زنان، تهمت دروغين و شومي است كه سزاوار خود شيطان است. با اين حال اين همان چيزي است كه جنبش فمنيستي به خاطر آن به راه افتاده است، اگر چه خودشان آن را انكار كنند. بتي فريدمن مؤسس فمنيست اين واقعيت را پنهان مي كند كه يك فعال كمونيست است و زنان خانه دار را با قربانيان اردوگاههاي كار مقايسه مي كند. سيمون دوبووار چپ گرا يكي ديگر از مؤسسان فمنيسم مي گفت: نبايد به زنان گفت كه مادري و خانه داري را انتخاب كنند چون آنها حتما اين گزينه را انتخاب خواهند كرد. براساس نظر الن نيليس فمنيست «فمنيسم غايت يك انقلاب در ارزش هاي فرهنگي و اخلاقي است... هدف هر اصلاح فمنيستي از سقط جنين قانوني گرفته تا برنامه هاي مراقبت از كودك، تحليل بردن ارزش هاي سنتي خانوادگي است.» فمنيست ها با كدام بخش از ارزش هاي خانواده سنتي مخالف هستند؟ عشق؟ فداكاري؟ وفاداري؟ امنيت؟ آماده كردن نسل جديد براي زندگي؟ بي دليل نيست كه آنها را فمي نازيسم خوانده اند» (مكوو، 1389:40)
تحقير كار مادري و خانه و خانواده داري و حضور بيش از حد و افسارگسيخته زنان در جامعه، و اشاعه تفكرات فمنيستي يا به قول مكوو، فمي نازيستي چه ارمغاني براي جامعه داشت؟ شايد مهم ترين ارمغاني كه اين حضور براي زنان جامعه داشت، بهبود وضعيت مالي و اقتصادي زنان و نيز جامعه بود.
اما آيا اين اشتغال در خارج خانه براي نظام خانواده نيز مفيد بود؟ متأسفانه پاسخ منفي است. زناني كه با حضور در كارخانجات از حضور در خانه و كنار فرزندان خود محروم شده بودند طبق پژوهش يكي از دانشگاه هاي آمريكا حتي در زمان حضور درخانه نيز چندين برابر وقتي كه براي فرزندان خود مي گذارند صرف تماشاي تلويزيون مي نمايند، بسياري از آنان نيز بخش عظيمي از درآمد خود را صرف ارضاي نيازهاي كاذب خود چونان خريد لباس هاي لوكس و تجملي، لوازم آرايش و جراحي هاي زيبايي و ديگر كارهايي كه نظام سرمايه داري با بمباران تبليغاتي خود آنها را ارزشمند جلوه داده مي نمايند در واقع مدرنيته و نظام سرمايه داري غرب علي رغم تظاهر دروغينش به حمايت از حقوق زنان، آنان را بازيچه خود كرده است. جالب است بدانيم در آمريكا براي نمونه «زنان به طور متوسط سالي 33 ميليارد دلار براي كاستن از وزن، 7 ميليارد دلار هم براي لوازم آرايشي و 300 ميليون دلار براي صرف جراحي هاي پلاستيك مي كنند» (سيف، 1389ص 24)و البته كاملا طبيعي است زناني كه ساليانه چنين مبالغ هنگفتي خرج زيبايي خود مي كنند ديگر حاضر نباشند با حامله شدن و زايمان، زيبايي بدن خود را كه مبالغ بسياري خرج آن كردند به هم بزنند. «مطابق آمار يواس تودي در 14 آگوست1996، مربوط به مؤسسه آلن گات مچر، تقريبا 1/4 ميليون سقط جنين در سال يعني نزديك به 3800 سقط در روز در ايالات متحده انجام مي شود. آمار كنوني سازمانهاي مخالف (طرفدار حيات و زندگي) اين رقم را تا 4400 مورد بالا مي برد. اين كشتن نوزادان است، اينها نوزاداني هستند كه مي توانستند زنده بمانند و زندگي كنند، درحالي كه در سخنان فمنيستهايي مانند باربارا باكسر بانوي عضو كنگره ايالات متحده در دفاع از اين عمل گفته مي شود كه آنها توده اي كود حيواني هستند» (پاسنو، 384 :65)
جاهليت مدرن
اكنون فمنيست ها روي اعراب جاهلي را سفيد كرده اند زيرا آنها تنها دختران خود را زنده به گور مي كردند آن هم بيشتر از ترس گرسنه ماندن خود آن كودكان بينوا، درحالي كه خانم هاي به ظاهر روشنفكر و مبادي آداب، هم پسران و هم دختران خود را زنده به گور مي كنند آن هم نه از ترس گرسنگي و نداري، بلكه براي شادي و لذت جويي و به هم نخوردن هيكلشان و نيز كسب درآمد بيشتر (زيرا آنها معتقدند باردارشدن موجب عقب افتادگي شان در بازار كار و درآمد مي شود)
به هر تقدير، حضور بيش از حد زنان درعرصه جامعه و خالي گذاشتن خانه و خانواده، موجب سست شدن بنيان خانواده شد، بر ميزان تهديدها و تجاوزاتي كه زنان را مورد تهديد قرار مي دهد به شدت افزوده و ازسويي ديگر سطح توقع جنسي مردان و زنان را كه در محل كار خود با انواع و اقسام مختلفي از جنس مقابل روبه رو مي شوند، به شدت بالا برده و موجب افزايش روز به روز بي ميلي به همسر و طلاق واقعي يا طلاق عاطفي شود، زيرا طبيعي است زن و مرد با ديدن موارد متعدد ديگر، توقعشان از همسر خود بالا رفته و خواهان كسب تجارب جنسي بيشتر و متنوع تري مي شوند.
به هر تقدير تحقير مقام مادري و حضور بيش از حد زنان درعرصه جامعه موجب شد تا مقام مادر و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري كه در خلقت برعهده او نهاده شده، به محاق رود.
متأسفانه براي بسياري از زنان امروز آنچه اهميت دارد پول درآوردن است و آنان حاضرند حتي به قيمت نابودشدن زندگي خانوادگي و فرزندان خود نيز دست ازكاربيرون از خانواده برندارند.
به هرحال آن عده از زنان جامعه ما كه پايبند اين عقيده اند ديگر از ارزش هاي واقعي زنانگي و مادري فاصله گرفته اند و حرص كسب پول و مقام را جايگزين آن ساخته اند. درحالي كه اگر مادري واقعا بداند خدا چه وظيفه اي بر دوش او نهاده هيچگاه مادري را با رياست دنيا عوض نخواهد كرد.
اما در اينجا مطلب مهمي كه وجود دارد و بايد به آن نيز توجه داشت اين است كه در شرايط فعلي جامعه ما اين حقيقت را بايد پذيرفت كه عده اي از زنها ميل افراطي دارند كه در جامعه حضور داشته باشند و اين مسئله اي است كه گريزي از آن نيست (به ويژه وقتي از طريق رسانه ها به ويژه صدا و سيما چنين تبليغ مي شود كه زن موفق زن شاغل است نه زن خانه دار) پس اين وظيفه حكومت است كه راهكارهاي لازم را براي ارضاي كم هزينه تر اين ميل آنها فراهم آورد؛ از جمله راهكارها مي توان به: افزايش مرخصي زايمان زنان از شش ماه فعلي به دو سال اشاره كرد (به ويژه آنكه حاكميت تصميم گرفته بر شمار جمعيت كشور بيفزايد) همچنين بايد به ايجاد مشاغل دو متصديه نيز دست زد؛ مشاغل دومتصديه كه در برخي كشورهاي اروپايي هم ايجاد شده است اين است كه مثلا شغل الف را كه بايد يك نفر متصدي از 8 صبح تا 4 بعدازظهر در اختيار داشته باشد را به دو زن واگذار مي كنند كه يك زن از 8 صبح تا 12ظهر و يك زن از 12 ظهر تا 4 بعداز ظهر انجام دهد. بدين ترتيب هم براي زنان بيشتري ايجاد اشتغال مي شود، هم زنان كه وظيفه اصلي شان خانواده داري است مي توانند حضور بيشتري درخانه و خانواده داشته باشند. همچنين بايد پسران مجرد را ترغيب كرد كه با دختران خانه دار و با نجابت ازدواج نمايند نه دختران روشنفكر بي نجابت. (متاسفانه امروز بسياري از پسران، نجابت داشتن دختران را نشانه عقب افتادگي مي شمرند و بي حيايي و بي بندوباري و داشتن روابط جنسي پيش از ازدواج را نشانه تمدن و روشنفكري مي دانند و به هيچ عنوان حاضر نيستند با دختران دست نخورده و پاك ازدواج نمايند) همچنين مي توان به اختصاص حقوق ماهيانه براي زنان خانه دار نيز اشاره كرد (مثلا ماهي يكصدهزار تومان) كه مي تواند نقش بسزايي در كاهش تمايل زنان و دختران جوان به حضور در مشاغل پاييني چون منشيگري و... داشته باشد.
در واقع بايد با وضع چنين راهكارهايي برحضور پررنگ زنان در خانه و خانواده افزود. همچنين جاي دارد صدا و سيما و رسانه ها به جاي اينكه زن موفق را زني نشان دهند كه در همه عرصه ها دوشادوش مردان حضوري با نشاط دارند و عمل مي كنند، بايد زني نشان دهند كه مادر خوبي است زيرا نقش مادري اهميت شايان توجهي در اسلام دارد به طوري كه بعضي متفكران مسلمان معتقدند نه تنها نوع برخورد مادر با كودك در شكل گيري شخصيت او موثر است بلكه معتقدند انديشه هاي او نيز در كودك اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خوب و يا بد درجان نوزاد تاثير مي گذارد آنها معتقدند: «وظيفه مادري تنها اين نيست كه با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد كه اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلكه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش». زن كه به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخوردار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يك سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است كه مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يك سري مسئوليت هايي دارد كه مرد ندارد. دراين سي ماه كه كودك مستقيما از مادر تغذيه مي كند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يكي براي خود و ديگري براي كودك. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست كه ذات اقدس الهي به زن داده است كه به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افكار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افكار و انديشه هايت باش؛ زيرا كه بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».
به هر روي اگر بخواهيم در مورد جايگاه مادري سخن بگوييم بحث به درازا مي كشد اما بايد بدانيم كه خسارت ناشي از نبود يا كمبود زن در عرصه كار و اشتغال جامعه قابل جبران تر است از خسارت كمبود يا نبود زن درخانه و خانواده، متاسفانه اين مقوله اي است كه به آن بسيار بي توجهي مي شود و به ويژه در دنياي جديد كه زنان و حتي مردان ديگر آن توجه و اهميت را براي مقام مادري قايل نيستند. (جاي تاسف است كه مردان به اصطلاح مدرن و روشنفكر نيز در شرايط فعلي، براي زنان شاغل و خارج از خانه ارج و منزلتي بسيار بيشتر از زنان خانه دار يا بهتر بگوييم خانواده دار قايلند و اين خود در حضور بيش از حد و افسار گسيخته زنان در جامعه بي تاثير نبوده است) يكي از شواهد اين امر را بايد در ميل زنان و مردان مدرن به بي حجابي و بي عفتي زنان و نيز حضور بيش از حد آنان در جامعه و افتخار به آن به عنوان يك نماد روشنفكري، جست وجو كرد. مردان و مادران مدرن بيش از آنكه توجهي به تربيت فرزندانشان و اخلاق و معنويت و زندگي پاكيزه داشته باشند به كار و بار و كسب پول و درآمد و نيز تبرج و خودآرايي و مصرف زدگي و بي حيايي و بي غيرتي و پز روشنفكري توجه دارند.
كنايه اي در زبان فارسي وجود دارد كه مي گويند زن مار بشود اما مادر نشود كه البته اين كنايه براي بيان زحمات و دشواري هاي مادر بودن است اما گويا اين دعا در مورد زنان فمنيسم اجابت شده است زناني كه توانستند خود را از زحمت مادري و خانواده داري نجات بخشند و بيشتر دنبال لذت جويي و خودآرايي خود باشند حقيقتا با مار چه تفاوتي دارند؟! به نظر مي رسد تنها راهي كه براي زنان وجود دارد حركت به سوي تعاليم مترقي اسلام است، نه بازگشت به عصر سنت و توهين و تحقير زنان ظاهرا به اسم دين ولي واقعا به رسم جاهليت و نه ماندن در عصر مدرنيته شهوت پرور زيرا هر دوي اينها به تحقير زن پرداختند (به قول ميشل فوكو زنان هميشه آلت دست مردان بودند ولي در دوران سنت به يك شكل و در دوران مدرن به شكلي ديگر). گويا تنها با حركت و پيشرفت به سوي دعوت پيامبر خاتم است كه زن مي تواند از يوغ مردي كه در هر زمان چهره اي عوض مي كند و هر عصر صورتكي جديد مي زند نجات يابد.
چند توصيه مفيد به زوجين
حتما تاكنون با زوج هاي خوشبخت برخورد داشته ايد ولي آيا مي دانيد آنها چه ويژگي هايي دارند؟ براي يافتن پاسخ مطلب زير را بخوانيد:
1-زوج هاي خوشبخت مقدمات شادي يكديگر را فراهم مي آورند.
زوج هاي خوشبخت خود را نسبت به شاد كردن يكديگر متعهد مي دانند و هدف نهايي آنها اين است كه همسرشان را شاد كنند و از ناراحت كردن وي بپرهيزند. اين مساله به نظر ساده مي آيد ولي در عمل مي تواند بسيار دشوار باشد. براي يك روز كاملا مراقب رفتار خود باشيد و قبل از هر كاري از خودتان بپرسيد: «آيا همسرم از كاري كه مي خواهم انجام دهم يا حرفي كه مي خواهم بزنم خوشش مي آيد يا خير؟»
شما و همسرتان بايد دو فهرست تهيه كنيد. يك فهرست از كارهاي همسرتان كه شما را ناراحت مي كند و فهرست بعدي براي كارهايي كه دوست داريد همسرتان انجام دهد. فهرست ها را با يكديگر مبادله كنيد. اكنون بدون اينكه نيازي به خواندن ذهن داشته باشيد دقيقا مي دانيد كه چه كارهايي را بايد انجام دهيد و چه كارهايي را نبايد.
2-تركيبي از عشق راضي كننده و رفتارهاي دوستانه
رفتارهاي دوستانه عاداتي هستند كه باعث شكل گيري و تقويت يك رابطه مي شوند. به مثال زير توجه كنيد:
آقاي «الف» به محض برگشتن از سركار، فرزندان خود را در آغوش مي گرفت. سپس لباس اش را عوض مي كرد و به تماشاي اخبار تلويزيون مشغول مي شد.
او بعد از آن به حمام مي رفت و سپس به آشپزخانه سر مي زد و از همسرش مي پرسيد: «غذا آماده نيست؟ من بايد هرچه زودتر بيرون بروم!»
به نظر شما اين رفتار چه تاثيري بر رابطه زوجين دارد؟
پس از مدتي آقا و خانم «الف» تصميم گرفتند در رفتار خود تغييراتي بدهند و با يكديگر رفتار دوستانه تري داشته باشند. اين كار نتايج مثبتي به دنبال داشت.
رفتار ما بر احساسات مان تاثير مي گذارد. رفتار شما با همسرتان چگونه است؟
موارد زير را در نظر بگيريد
الف: هر روز براي همسرتان اي.ميل هاي دوستانه بفرستيد.
ب: هر روز با همسرتان تماس بگيريد (اين مورد به ويژه به آقايان توصيه مي شود!)
پ: به سالگردها توجه داشته باشيد و از مدتي قبل براي جشن گرفتن برنامه ريزي كنيد، نه اينكه يك روز قبل از آن با شتابزدگي براي همسرتان گل بخريد!
ت: سعي كنيد تا قبل از فرا رسيدن شب دو جمله محبت آميز به يكديگر بگوئيد. بدين ترتيب زندگي شما طراوت خود را حفظ خواهد كرد.
ث: حداقل هفته اي يك بار با همسرتان بيرون برويد.
3-فضاي مناسبي براي انجام بحث هاي شفاف
زوج هاي ناموفق از بيان احساسات و عقايد خود بيم دارند در حالي كه زوج هاي موفق فضاي امني براي اين كار فراهم مي كنند. طبيعي است كه زوجين با انتظارات خاصي زندگي زناشويي را آغاز مي كنند ولي بدون انجام مذاكره بروز جنگ قدرت حتمي است!
4-براي حل مشكلات از مهارت برقراري ارتباط سازنده استفاده كنيد.
تمام زوجين بايد مهارت «شنونده- گوينده» را فرا بگيرند، مشكل بيشتر زوج ها اين است كه بدون اينكه ماهيت مشكل روشن شود درصدد حل آن بر مي آيند. با به كار بردن مهارت «شنونده- گوينده» طرفين احساس مي كنند كه تمام حرف هاي خود را زده اند. در ابتدا يكي از طرفين موضوعي را پيش مي كشد و در مورد آن حرف مي زند. در اين مدت طرف مقابل تنها گوش مي دهد ولي مي تواند در صورت لزوم حرفهاي گوينده را قطع كرده و به اظهارنظر بپردازد.
بدين ترتيب هر دو طرف مي توانند حرف هاي خود را بزنند و پس از اين مرحله است كه مي توانند مشكل خود را حل كنند.
5-به جاي دور شدن از همسرتان، فاصله خود را از او كاهش دهيد.
وقتي همسرتان پشت ميزكارش نشسته واكنش شما چيست؟ آيا سخنان محبت آميزي به او مي گوئيد و يا بي اعتنا رد مي شويد؟
زوج هاي موفق به دنبال راه هايي براي نزديك شدن به يكديگر هستند و طرف مقابل را در اولويت قرار مي دهند.
يكي ديگر از راه هاي نزديك شدن به يكديگر اين است كه كارهايي را كه دوست داريد با هم انجام دهيد، مثل قدم زدن، نوشيدن قهوه، مطالعه كردن، و...
يك شيوه موثر براي نزديك شدن به همسرتان اين است كه به وي احترام بگذاريد. چه اشكالي دارد هنگام ورود همسرتان به اتاق، از جاي خود بلند شويد؟ آيا اين كار مضحك به نظر مي رسد؟ در هر صورت يادتان باشد احترام گذاشتن به همسرتان باعث مي شود او خود را «فرد خاصي» تصور كند. زوج هايي كه از يكديگر دور مي شوند رابطه پايداري نخواهند داشت. همان طور كه قديمي ها گفته اند: «كار خوب نتيجه اي جز خوبي و كار بد نتيجه اي جز بدي ندارد».
6- مفهوم مشتركي براي زندگي در نظر بگيريد.
انسان همان طور كه به آب نياز دارد به داشتن هدف در زندگي نيازمند است. زوج هاي موفق تجربيات خود را با يكديگر تقسيم مي كنند و هدف مشتركي دارند. يكي ديگر از شيوه هاي مفهوم بخشيدن به رابطه زناشويي اين است كه كارها را به طور مشترك انجام دهيد. در اين صورت رابطه مستحكم تري خواهيد داشت. شايد شش توصيه فوق ساده و بديهي به نظر برسد ولي فراموش نكنيد كه يك ازدواج موفق را پايه ريزي مي كند.
منبع:روزنامه كيهان
موضوع: عمومی
یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 7:58
1) مطلبي كه من مي خواهم عرض بكنم، حول و حوش مسئله انتخابات است. انتخابات يك حادثه گذرا نيست، يك حادثه اثرگذار است؛ لذا روي اين بايد تأمل كنيم. اولاً انتخابات ركن مهم نظام است. نظام مردم سالاري ديني، متكي به انتخابات است. بدون انتخابات، مردم سالاري نخواهد بود.
2) يك اثري كه اين انتخابات داشت- و انتخاباتها غالباً اين اثر را دارد- مسئله توهم زدايي است. انتخابات مثل يك سيلي بيدار كننده و هشيار كننده است به كساني كه در توهمات خودشان غوطه مي خورند و خيال پردازي مي كنند؛ راجع به آينده نظام، راجع به اصل نظام، راجع به مردم، راجع به كشور، راجع به دشمن توهماتي در ذهن دارند، تخيلاتي دارند، غرق در اين توهمات هستند. انتخابات، اينها را از اين توهمات خارج مي كند؛ حقيقت را جلوي اينها مي گذارد.
3) ما دو روز پيش از اين شنيديم كه رئيس جمهور آمريكا گفته است ما به جنگ با ايران فكر نمي كنيم، خيلي خوب؛ اين خوب است، اين حرف عاقلانه اي است، اين خروج از توهم است. در كنارش گفته است كه ما با تحريم، مردم ايران را به زانو درمي آوريم- نقل به مضمون- اين توهم است. آن خروج از توهم در آن بخش اول خوب است، باقي ماندن در توهم در اين بخش دوم به آنها ضربه خواهد زد. وقتي محاسبات انسان بر مبناي توهم بود، بر مبناي واقعيتها نبود، پيداست كه در برنامه ريزي اي كه بر اساس اين محاسبات انجام مي دهد، شكست خواهد خورد؛ و اين، همين است.
4) يك نكته ديگري كه انسان در اين انتخابات مي ديد و مشهود بود، بصيرت و تعالي فكري مردم بود. مردم با تحليل وارد انتخابات شدند و راي دادند؛ تحليل داشتند. شما مي ديديد از آن جوان راي اولي تا آن مرد و زن كهنسال، هركس از آنها سؤال مي كرد كه شما چرا راي مي دهيد، يك تحليلي پاي آن مي گذاشتند، يك دليلي ذكر مي كردند؛ صرف اين نبود كه خب، انتخابات است، بايد بياييم راي بدهيم
5) يك نكته ديگري كه بر اين انتخابات مترتب است، اين است كه حالا مجلسي كه برآمده از اين انتخابات است، مسئوليت سنگيني دارد.
6) اهميت كشور به تنظيم قوانين اين كشور است. ما در همه مسائل احتياج داريم به قانون هاي راهگشا.
7) ما اگر اخلاص داشته باشيم، كارهامان پيش مي رود. هم مسئولين در قوه مقننه، هم در قوه قضائيه، هم در مناصب روحاني، هم در مناصب نظامي- در مناصب گوناگون - آن چيزي كه لازم است، اين است كه ما تكليف را بشناسيم و براي خاطر تكليفمان كار را انجام دهيم؛ ملاحظات ديگر را مخلوط نكنيم.
8) در مردم سالاري اسلامي، روح، لب و ماده اصلي عبارت است از اسلام؛ از اين هيچ تخطي اي نبايد بشود؛ و وجود ندارد و ان شاءالله بعد از اين هم نخواهد داشت. در تنظيم قوانين، در گزينش افراد، معيار ما اسلام است. شكل كار، قالب كار، روش مديريت، مردم سالاري است؛ يعني مردمند كه وارد صحنه مي شوند، به اسلام هم از بن دندان عقيده دارند؛ ولو حالا ممكن است كسي از ظواهر بعضي از آنها حدس نزند كه اينها به اسلام و به نظام اسلامي پايبندند؛ اما واقعا پايبندند، اسلام را دوست مي دارند.
9) اينكه گفته بشود ما مردم سالاري را از غربي ها ياد گرفتيم، خطاست. صورت ظاهر، يكي است؛ اما مردم سالاري ما ريشه در يك معرفت ديني ديگر و يك جهان بيني ديگري دارد، تا آنچه كه آنها مي گويند.
موضوع:
شنبه بیستم اسفند 1390 10:8
ب
موضوع: عمومی
شنبه بیستم اسفند 1390 10:5
يكي نيست به اين رژيم اسرائيل و سردمدارهاي خل و چلش بگه شما تو يه حزب الله موندين چي دارين هي هارت و پورت مي كنين كه به ايران حمله ميكنيم به خدا حرف نزنين خيلي سنگين ترين شما همين طوري عالم و آدم مسخرتون ميكنن حالا دارين با اين حرفاتون آدمو روده بر ميكنين
يه مشت دلقك مسخره هستين
موضوع: عمومی
شنبه ششم اسفند 1390 19:14
امروز روزنامه کیهان رو مطالعه میکردم که به این جمله برخوردم جمله ای از امام خمینی که می فرمایند:
به جای مقامات نخبگان را به مردم معرفی کنید
آنچه خوب است در رادیو و تلوزیون و مطبوعات باشد آن است که برای کشور اثری داشته باشد.
مثلا :
اگر زارعی خوب کار کرد و زراعتش خوب بود تنها این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول (روزنامه یا مجله )بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است....که متاسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان.
در حالیکه اینها لایقند تا در روزنامه مطرح شوند.
صحیفه نور-ج۱۹-ص۲۱۵
هر انسانی در هر بره و زمان از زندگی نیازمنده به برطرف کردن نیازهای درونی ُ برونی ُ غریزی و طبیعی خود می باشد.
انسان در کودکی نیازمند به محبت ازناحیه پدر و مادر است و این محبت از جانب آنها تامین می شود.اگر کمی توجه کنید اگر چه محبت از لحاظ ماهیت یکی است اما انسان در هر بره از زمان به یک نوع خاصی از محبت نیازمند است.به عنوان مثال انسان در کودکی به یک شکل محبت را از پدر و مادر دریافت می کند. اما هنگامی که ازدواج کرد علاوه بر محبت پدر و مادر نیازمند به محبت از شخص دیگری است و آن دیگری همسر انسان می باشد.
فعلا تا اینجا مطلبم رو میبندم اگه کسی هم نظر خواصی داره بگه تا با هم بتونیم یه بحث خوبی رو شروع کنیم.
موضوع: داستان
جمعه هشتم مهر 1390 21:21
موشي در خانه صاحب مزرعه تله موش ديدبه مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند تله موش مشكل توست به ما ربطي ندارد بعد ماري در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزيد از مرغ برايش سوپ درست كردند گوسفند را براي عيادت كنندگان سر بريدند و گاو را براي مراسم ترحيم كشتند و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه ميكرد وبه مشكلي كه به ديگران ربط نداشت فكر ميكرد!!!!
موضوع: عمومی
یکشنبه یکم خرداد 1390 11:19
اگه روزی احساس کردی خدا فراموشت کرده به خاطر اینه که تو چیزایی رو که خدا بهت داده فراموش کردی و به نداشته هات فکر می کنی .
اگه میشه یه کم هم به داشته هات فکر کن شاید نظرت درباره خدا عوض بشه .
اگه احساس خوشبختی نمی کنی به خاطر اینه که تو همیشه نیمه خالیه لیوانو می بینیم .